على ربانى گلپايگانى
356
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
تحقّق يابد ، تقيه در آن جايز خواهد بود . از نظر امام شافعى ، تقيه در مورد حفظ جان مسلم است ، و در مورد حفظ مال نيز احتمال آن را ترجيح داده است ، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « حرمة مال المسلم كحرمة دمه » و نيز فرموده است : « من قتل دون ماله فهو شهيد » . « 1 » مراغى نيز در تفسير آيه دوم ( نحل / 106 ) گفته است : مدارا كردن با كافران ، ستمگران ، و فاسقان مشمول حكم تقيه است ، به اينكه انسان با آنان به نرمى سخن بگويد ، و از مال خود به آنان ببخشد ، يا با تبسّم و خوشرويى با آنها برخورد كند ، تا از تعرّض آنان نسبت به عرض و آبروى خود در امان باشد » . « 2 » يعقوبى و ديگران نقل كردهاند كه وقتى بسر بن ابى ارطاة به مدينه حمله كرد ، و جابر بن عبد اللّه را احضار نمود . جابر به امّ سلمه گفت : بيعت كردن با او ضلالت است ، و اگر بيعت نكنم بيم آن دارم كه مرا به قتل برساند . امّ سلمه به او گفت : با او بيعت كن ، زيرا اصحاب كهف از روى تقيه در مراسم مخصوص قوم خود شركت مىكردند و لباسهايى چون لباسهاى مخصوص آنان بر تن مىكردند . « 3 » طبرى در تاريخ خود ماجراى محنت در مسألهى خلق قرآن را توسّط مأمون عباسى نقل كرده و يادآور شده است كه جمع كثيرى از قضات و محدّثان كه تحت فشار و تهديد مأمون واقع شده بودند ، به مخلوق بودن قرآن اذعان كردند ، و آنگاه
--> ( 1 ) - مفايتح الغيب : 6 / 13 ؛ تفسير آيهى 28 آل عمران . ( 2 ) - تفسير المراغى : 3 / 136 . ( 3 ) - تاريخ اليعقوبى : 2 / 100 .